
ستمدروغدزدیخیانتاز آن چه بر سرزمینمان آوردند و میآورندچنان میلرزد این پوشالی قدرتهر آن میریزداز بیخ و بنغبارش پیدا استاندکی صبر، در لحظه ناپیدا میشود. + نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 8:20 توسط Asghar moghiseh | بخوانید...
ادامه مطلب
چهل سال و اندی گذشتچقدر مانده است از این بعد زندگی منچقدر می توانم از آنچه گذشته بگذرمبه گمانم باید دست از برنامه ریزی بردارمو در لحظات مانده فقط زندگی کنم با هر آنچه در لحظه خوشم می کند با هر آنچه که کمی تغییر و بهبودی ایجاد می کندبا هر آنچه آرامم می کندبا هر آنچه لبخند بر دلم می نشیند با هر چیزی که نگرانی نداردبا بی خیالی لذت ببرم. خدای خودم باشم و رها + نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 20:24 توسط Asghar moghiseh | ...
ادامه مطلب
xa0سر و صدایی به پا کرده استبا دلی جوشان، کلاهی بر سر و نفس زدن های شدیدبا این همه خشم و عصبانیتدل خستگان را آرام می کندجان تازه ای به تشنگان می دهدطعمی دلنشین بر کام خشکیده می نشاندو دلگرمی حضور و عطر مادر را یادآوری می کندکتری جوشان و چای دم کشیده ایرانیگوارای وجود.xa0...
ادامه مطلب
xa0 از زندگی . . .از گذشته، حال و آینده . . . دنیا را بعد از همه دید مکتب را بعد از همه به پایان رساند همه کارهای مانده را جمع کرد همه راه های نرفته را طی کرد همه ستیغ آفتاب ها را در نوردید همه غبارها را پاک می کرد به انتظار آمدن بهار همه بزرگترها غریبی ها و تنهایی را پر می کرد فریاد بود و سکوت همراه بود و عصای دست برای دست هایی که دست های دیگران را می گرفت حالش به درنگی گذشت تا خواست حال و احوالی باشد برای سایه های سرواش تا خواست نسیم خنک تابستان داغ کویر شود تا خواست گرمای هوای خانه زمستانی با...
ادامه مطلب
xa0 این هیاهوی زندگیاین روزگار پر هیاهو داستانی دارد از آرزوها، شدن ها و باقی مانده ها افسانه ها دارد از رسیدن ها و نرسیدن ها زندگی پر از هیاهوهای آدمی است پر از آدم های پر هیاهوی آرزوها گیج و کر شده از زمزمه ها یادش رفته از اندک داشته ها از دست های پری که باز رو به نیاز دراز است شاید قدر عافیت، همین نزدیکی است در همین کف دست ها + نوشته شده توسط Asghar moghiseh در جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 21:2 | ...
ادامه مطلب
xa0 گاهی به جایی می رسی و زمانی را می بینی که: پر از همه چیز هستی اما هنوز جادار جادار جاداری طوری که احساس می کنی هنوز پر از هیچی هستی هیچی نداری احساسی دوگانه از داشتن و نداشتن همه چیز احساس خلاء و سبکی ناخوشایند گمان می کنم وقتی خیلی از داشته ها به خیلی از نداشته ها، آرزوها و رویاها اتصال داشته باشه بخاطر وزن سبک نداشته ها، داشته ها هوایی می شوند داشته های انسان با رشته های نازک آرزوها و رویاها بالا کشیده می شوند حتی من هم با داشته هام شناور می شوم داشتن آرزو خیلی خوبه باعث میشه نگاهت رو به آ...
ادامه مطلب
xa0 احساس می کنم فکر می کنم و مطمئنمxa0 که برای پرواز آماده ام پرواز برای رسیدن و نشستن بر قله رسیدن به اوج . . . به همه انتظارها..... همه آرزوی دیرین پرواز پرواز پرواز xa0...
ادامه مطلب
xa0 سالی که نکوست از بهارش پیداست چه نکو ماهی و چه فرخنده سالی است امسال با این همه نشانه های زیبای زندگی حیف است دریغ کردن چشمان، گوش ها و بینی از دیدن و شنیدن و استشمام آنها به شکرانه نعمت سلامتی و سرشاری امید هزاران بار شکر xa0...
ادامه مطلب